گزيده اي از كتاب های «دوست من سلام» و همیشه برخاستن

 

 

کتاب «همیشه برخاستن» نخستین راهنمای جامع کارآفرینی ایرانی به ویژه در زمینه کارآفرینی خانوادگی، است که با پشتیبانی مراکز دانشگاهی و به تازگی از سوی گروه فرهنگی بهروز انتشار یافته است.
این کتاب که سیر زندگی، تجربه های مدیریتی و توصیه های کارآفرینی آقای بهروز فروتن بنیانگذار مرکز تحقیقات و گروه صنایع غذایی بهروز را به شرح درآورده، حاوی نکته های قابل توجهی به ویژه در زمینه کسب و کار است.

«همیشه برخاستن» را باید تکمیل شده کتاب «دوست من سلام» دانست که در مدت سال های پس از انتشار به عنوان نخستین کتاب کارآفرینی ایرانی در مراکز علمی و صنعتی، استفاده آموزشی داشته است.

 
 روز 11 فروردين سال 1324 در محله اميريه تهران به دنيا آمدم پدرم امير لشكر و مادرم از خانواده اي فرهنگي بود. من فرزند آخر جمع هفت نفري خانواده به شمار مي آمدم
 پدرم همواره توصيه مي‌کرد که براي داشتن يک زندگي مستقل و راحت در آينده تا مي‌توانيد کار کنيد و به کار عشق بورزيد. و اعتقاد داشت: بچه بايد جوهر كار داشته باشه
آن دوران مثل حالا نبود. تمام طول تابستان ها را كار مي‌كردم نه براي آنكه كمك خرجي درآورم. پولي که بچه‌ها در مي‌آوردند، هيچگاه مهم نبود، بلکه کار کردن و لذت آن و تنبل بار نيامدن، اساس يك تفكر بود. شايد پدر و مادرهاي امروزي با محبت‌هاي بي‌جايشان به نوعي به فرزندانشان جفا مي‌كنند زيرا در آينده اين بچه‌ها هستند كه سرگردان و بي‌بنيه در جامعه رها مي‌شوند و هيچ استقلالي از خود ندارند
از كودكي ياد گرفته ام كه كار، عار نيست
كار مواد غذايي را از صفر شروع ‌كردم. از زيرزمين همان خانه‌اي كه روزي مال خودم بود. سال 1356
همسرم وقتي مي‌ديد که شوهرش چگونه از جان و دل زحمت مي‌کشد، حلقه ازدواجش را که عزيزترين خاطره زندگي‌ مشتركمان بود در اختيارم قرار داد
نبايد نااميد مي‌شدم يعني نمي‌توانستم نااميد شوم، راهي که انتخاب کرده بودم مقصدي جز موفقيت نداشت. مبارزه تازه شروع شده بود. براي رقابت بايد چاره مي‌انديشيدم
كالايم را به فروشگاه ‌ها نسيه مي دادم. حتي بعضي جنس‌ها را به خانه‌هاي مردم مي‌فرستادم. گاهي هم به مدرسه‌ها مي‌رفتم تا به هر شکل ممكن، محصولاتم را معرفي نمايم
 حدود سال 65 براي تأمين سرمايه‌هاي لازم با فردي شريک شدم اما بعد از مدتي متوجه گرديدم که وي همه چيز را تجاري مطلق مي‌نگرد و فقط در پي کسب سود بيشتر است پس از او جدا شدم
در صنعت بايد بذر پاشيد و منتظر نشست تا رشد کند و ثمر دهد
معتقدم نمي‌توان بار فرهنگي و اجتماعي توليد و مصرف را ناديده گرفت
سال 70ـ69 سال شکوفايي صنايع غذايي بهروز بود
هيچگاه خستگي‌ هايم را بروز نمي‌دهم تا همكارانم روحيه خود را از دست ندهند
بهروز سال 1376 بار ديگر با بحران غيرمنتظره‌ مالي روبه‌رو شد، نخستين کاري که براي رويارويي با اين بحران مالي انجام گرفت اين بود که هيچکس را مقصر ندانستم و تمام مسئوليت‌ها را برعهده گرفتم
کاش دولت حمايت بيشتري از کارآفرينان مي‌کرد و بانک‌ها به کارآفرينان با ديد يک همکار سالم و موفق نگاه مي‌کردند تا کساني که دچار مشکل مي‌شدند به راحتي کشور را ترک نمي‌کردند و نمي‌رفتند و همه کارها رونق مي‌گرفت و واحدهاي صنعتي يکي پس از ديگري ضرر نمي‌دادند و تعطيل نمي‌شدند
با تمام پيشرفتي كه در تمام اين سال‌ها داشته ام اما هنوز نتوانسته ام به تمام آرزوهايم دست يابم شايد ده سال از چشم اندازي كه ترسيم كرده ام دور هستم
من به اندازه تواناييم خواهم توانست نام نيك محصولات ايراني را به سراسر جهان ببرم و به يكي از آرزويم برسم
به آينده كه مي‌نگرم مي‌دانم، همه آنچه كه در پيش دارم ،‌ پيروزي است و موفقيت
 هر روز، پر اميدتر و پر تلاش‌تر از روز پيش مي‌گويم: دوست من سلام
جادوي تفكر مثبت، نخستين رمز موفقيت
تسليم در برابر حوادث، ضعف بزرگي است
موفقيت ، حق مادرزادي همگان است
تا وقتي كه كلمه نمي‌توانم را از ضمير خويش پاك نكرده‌ايم، نمي‌توانيم موفق شويم
براي موفقيت، هنگام شروع كار، استعداد و توانايي خود را باور كنيم
شك و ترديد از خانواده ناكامي‌هاست
در همان لحظه‌اي كه تسليم ضعف خود شويم و اقرار به عدم موفقيت كنيم، درهاي اميد را بسته ايم
اعتماد به نفس خويش را هرگز از دست ندهيم و به ديگران نيز مجال ندهيم كه آن را متزلزل سازند
موفقيت‌هايم را از اعتبار اجتماعي‌ام بدست ‌آورده‌ام كه به آن مهرورزي مي‌گويم دليلي كه باعث شده است هيچگاه از ناملايمات خسته نشوم
خداوند كساني را كه به سلاح ايمان مطلق ، مجهز هستند براي موفقيت در كارها نيز همراه خواهد بود
محبت، قانوني است كه سلامت و سعادت و شادماني و هماهنگي و همه گونه كاميابي را براي آدمي به ارمغان مي‌آورد. پدرم هميشه به من توصيه مي‌كرد اگر مي‌خواهي در قلب‌هاي مردم نفوذ كني، آنها را دوست داشته باش و به آنها محبت كن
يكي از قوانين دوست داشتن، راستگويي است. پدرم مي‌گفت: كسي كه دروغ مي‌گويد اول خودش را زير سؤال مي‌برد چون جرأت نداشته است با واقعيت روبرو شود
آگاهانه اختيار انديشه‌ها و احساسا‌تمان را به دست بگيريم
اگر فكر نكني، برايت فكر مي كنند، آنوقت هميشه تابع هستي
خودباوري سالم به شش اصل بستگي دارد : آگاهانه زيستن - خويشتن‌پذير بودن - خود مسئولي – خودتأييدي - هدفمند زيستن - با صداقت زيستن
شكست معني ندارد. در واقع شکست، وجود ندارد. ما ممكن است موفق نشويم. به ياد داشته باشيم که شنيدن جواب «نه» از ديگران به معناي نزديک شدن به موفقيت است
هرگاه با مساله اي يا عدم موفقيتي روبرو مي‌شوم به خود مي‌گويم «بهروز دوباره يک بازي جديد شروع شد. به همين سادگي